سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
82
تاريخ ايران ( فارسى )
سه رب النوع بودند كه مطلقا بر سايرين برترى و امتياز داشتند . از عالم اخروى تصور حزنانگيزى داشتند چه گمان ميكردند كه در آنجا اگر يكى خوشبختانه محكوم به عذاب و شكنجهء مؤبد نشد مبتلا بگرسنگى و تنگدستى است و بنابراين هركس دعا ميكرد كه در زمان حيات سلامت مزاج و ثروت و اولاد بسيار داشته باشد و اين نعمتها را در ازاى عبادت رب النوع خاص آنمكان تقاضا ميكرد ، ليكن آن رب النوع اگر پرستندگانش در عبادت او قصورى ميورزيدند آنها را گرفتار امراض و بليات گوناگون ميساخت . كاهنى كه مراسم دفن يكنفر سومرى را اداره مينمود هفت ظرف شراب و چهارصد و بيست قرص نان و يكصد و بيست كيل گندم و يك دست لباس و يك بز و يك تختخواب و يك نشيمن مطالبه ميكرد . در معابد خزانهها و انبارها و مخزنها و زاغهها براى دواب و مواشى داشتند و در حقيقت ترتيبات را چنان داده بودند كه گوئى رب النوع سلطانى از سلاطين روى زمين است ملازمين و خدام كثير بايد داشته باشد . گذشته از اينكه علما ميدانيم كه سومريها بسيار كشيشپرست بودند شدت و كثرت بندگى ايشان نسبت به آنان از اينجا ظاهر مىشود كه رب النوعها از ملاكين بزرگ و بازرگانان معتبر نيز بوده و خدمهء ايشان مباشر املاك و تجارت آنها بودند و بنابراين ميتوان فرض كرد كه اين امور انحصار بكهنه داشته است . تأسيسات قديمهء سومريان خانههاى سكنهء بابل ظاهرا در ابتدا از نى ساخته ميشد كه آن هنوز از مواد مهمهء آنكشور است . بعد تدريجا خانههاى مزبور بكلبههاى گلى يا خشتى كه در آفتاب خشك ميكردند مبدل گرديد . بزرگترين دوست و همچنين اعدا عدو سومريان قديم رودخانه بود كه منازل خود را در سواحل پست آن بنا مينمودند ، چه آن همانطور كه از جهت آب فراوان ضروريات و حوائج آنها را رفع مينمود در اوقات طغيان و ازدياد آب هم اسباب وحشت و مخاطره بوده است . در اين اواخر قديمترين روايت راجعهء بطوفان نوح مكشوف و از احوال آباديهاى قديم سومريان استنباطاتى شده و به اين واسطه معرفت ما باحوال آن